تبلیغات
کوه به کوه نمی رسد ولی ادم به ادم می رسد - ضرب المثل
کوه به کوه نمی رسد ولی ادم به ادم می رسد

کمک کمک کمک .................... به یکدیگر

همشهرهای عزیز سلام . ضرب المثل کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم میرسد  امروز برای من انگیزاننده شد تا مجددا با این سایت  که هربرگ ونوشته اش حاکی از عشق عمیقی است که در دل خالقان آن جای دارد ارتباط برقرار کنم .چقدر مفتخرم که نسل سومی از این عاشقان بی ادعا هستم . درود وسلام بر تک تک شما . من بدلیل حرفه وارتباط زیادم با مردم در طول روز با افراد زیادی سروکار دارم.  هرروز صبح در بیمارستان شروع بکار کرده  و راندهای زیادی را میگذرانم. در این گذر خاطراتی تلخ وشیرین در بطن من حک میشود وسعی میکنم احساسم را بدلیل حرفه خود نادیده بگیرم  گرچه در درونم غوغایی برپا میشود وقتی نیازمندی توان پرداخت هزینه بیماریش را ندارد و یا متاسفانه امکانات بیمارستانی  جوابگوی مشکل بیمار نیست ویا  با کمال تاسف همکارن نام آور واستادانی را میبینم که تمام هم وغمشان پول است بیشتر از شرایط موجود غصه بر دلم سنگینی میکند.که چرا ؟؟؟؟؟؟؟  واما از خداوند میخواهم درعزم وتوانم برای کمک به همنوعانم مرا در زمره کسانی قرار دهد که مانند خیلی از استادانم مردم دار ودوست داشتنی باشم وچون از نسل نفتشهری هستم جسارتا ایمان دارم که توان خدمت به مردم در قوی وقویتر خواهد شد.چند روزی میشود مسئولیت کنترل بیماری در یکی از بیمارستانهای شهر تبریز به من سپرده شده است.     نمی دانم چرا ولی از روز اول نسبت به ایشان احساس خاصی داشتم کمکم باهم صمیمی شدیم .گاهی برای روحیه بیماران نیاز است از نظر روانی شوخ طبعی را در طبابت همراه کرد. از من سوال کرد کجایی هستم آخر مردم اینجا اکثرا ترک زبان هستند .من نیز جواب دادم شاید باور نکنید وقتی در جوابها به گذشته رسیدم اشک در چشمان این مرد میان سال جاری شد چرا چون به نفت شهر رسیدیم. آری این بیمار سالهای دور یکی از سربازان ژاندارمری نفتشهر بوده است. خیلی برایم جالب بود چقدر از نفتشهر گفت وچقدر با اشتیاق تعریف میکرد واقعا در آن لحظه غرق افتخار شدم از مسئولین ژاندارمری مرحوم مصطفی راد شامبیاتی که از قضا شوهر خاله ام میباشد ودیسیپلین وقدرت هدایت پاسگاه تحت امرش وازگروهبان رجبی که چقدر هوای سربازان را داشته از گرمای سوزان وپاسهای شبانه اش در ان بیا بان گرمسیر واز غربت که باوجود کسبه‌ها ومردم مهربانش بسیار برایش کمرنگ بوده از مسابقات فوتبال بین سربازان ژاندارمری واعضای تیم نفتشهر گفت وتمام آنچه که بین ما رد وبدل شد همه اش به نیکی یاد کردن از شهر نیاکانم بود. ایشان قول داده است عکسهای آن زمان را برایم بیاورد تا در این سایت قرار داده شود .حیفم آمد از کنار این قضیه به راحتی عبور کنم و این مطالب را بیان نکنم چون علاقه ای که در بیان این بیمارم دیدم وصف ناشدنی بود برای همین گفتم کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد .      ایشان به من گفت آقای دکتر به هم شهرهایت بگو چاکر ومخلص همه شما  وغریب نوازیتون هستم. بخصوص  به بر وبچه‌های فوتبال دوست آنجا سلام منو برسان . .از شما که برای خواندن مطلبم وقت گذاشتید ممنونم وامیدوارم روزی در بیمارستانی مجهز به تمام امکانات پزشکی به خدمتگذاری به همشهرهای نفت شهری در نفتشهر جدید دین خودم را به گذشتگانم علی الخصوص پدر ومادر عزیزم ادا کنم .البته امیدوارم همواره سلامت وتندرست باشید. به امید دیدار در شهری که بقول مادرم صلابتش در هفت اقلیم به صدا در آمده است.
با تشکر امید کرمی خمان نسل سوم نفتشهر.

نوشته شده در چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 ساعت 03:30 ب.ظ توسط مهدی قنبرلو هر کی نظر نده | |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت